تاريخ : یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ | ۱۲:۵۳ ب.ظ | نویسنده : گزارشگر: هوشنگ قاسمی
طنز عبارت است از : تصویر هنری اجتماع نقیضین و ضدین .
در منطق ، اجتماع نقیضین یا اجتماع ضدین محال است نمی توان تصور کرد که که یک چیز در یک آن ، در حال حرکت باشد و در همان حال ، در حال سکون . اما هنر ، منطق خویش را دارد در منطق هنر ، یعنی از رهگذر خلاقیت و نبوغ هنرمند ، می توان پذیرفت که یک چیز هم ساکن باشد و هم در همان لحظه در حال حرکت . واعظ قزوینی شاعر عصر صفوی :
ز خود هرچند بگریزم ، همان در بند خود باشم
هر قدر تضاد و تناقض اشکارتر باشد و گوینده در تصویر اجتماع آن ها موفق تر ، طنز به حقیقت هنریش نزدیک تر می شود .
یکی از برجسته ترین ویژگی های شعر حافظ لحن طنز آمیز کلام اوست .
کرده ام توبه به دست صنم باده فروش
که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
توبه به دست صنم باده فروش تناقضی آشکار است . توبه باید به دست شخصی انجام شود که از هرگونه خلاف شرعی برکنار باشد در صورتی که صنم باده فروش ، صنم هم به اعتبار صنمیت ( بت و بت پرستی ) و هم به اعتبار معنی استعاری آن ( زنی زیبا ) و هم به اعتبار این که باده فروش است هیچ گونه مناسبتی با توبه دادن ندارد .
در مصراع : که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
تناقضی آشکار دیده می شود .
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
که می حرام ، ولی به ز مال اوقاف است
شعر حافظ سیاسی ترین شعرهاست و این شعر سیاسی همواره به عنصری از مذهب گره خورده است .زیرا جکومت عصر ، قدرت خویش را به مذهب و عناصر اعتقادی مردم گره زده است .و در عمل به نفع خویش استفاده می کند .این یک واقعیت انکار ناپذیر است که حاکمیت در طول تاریخ ایران ، همواره حاکمیت مذهبی بوده است حتی لامذهب ترین حکام برای ادامه قدرت خویش به گونه ای به مذهب و روحانیت باج می داده اند . در سرزمینی که که همواره حکومت و مذهب توأمان بوده اند به ویژه در روزگار امیرمبارزالدین که اوج بهره وری حاکمیت از نیروی تعصب مذهبی برای ایجاد فشار و سرکوب نیروهای مخالف بود .
گاه یک طنز می تواند شخصی را بگریاند . داستان آن مردی که در تموز گرم نیشابور ، یخ می فروخت و کسی خریدارش نبود و می گفت : « نخریدند و تمام شد . » از دردناک ترین طنزهای جهان است .
باید توجه داشت که میان هزل و هجو و مضاحک با طنز ، تفاوت بسیار وجود دارد .
استاد یگانه دکتر شفیعی کدکنی سالنامه گل اقا ۱۳۸۰ https://telegram.me/Haoshyangha/19
در منطق ، اجتماع نقیضین یا اجتماع ضدین محال است نمی توان تصور کرد که که یک چیز در یک آن ، در حال حرکت باشد و در همان حال ، در حال سکون . اما هنر ، منطق خویش را دارد در منطق هنر ، یعنی از رهگذر خلاقیت و نبوغ هنرمند ، می توان پذیرفت که یک چیز هم ساکن باشد و هم در همان لحظه در حال حرکت . واعظ قزوینی شاعر عصر صفوی :
ز خود هرچند بگریزم ، همان در بند خود باشم
هر قدر تضاد و تناقض اشکارتر باشد و گوینده در تصویر اجتماع آن ها موفق تر ، طنز به حقیقت هنریش نزدیک تر می شود .
یکی از برجسته ترین ویژگی های شعر حافظ لحن طنز آمیز کلام اوست .
کرده ام توبه به دست صنم باده فروش
که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
توبه به دست صنم باده فروش تناقضی آشکار است . توبه باید به دست شخصی انجام شود که از هرگونه خلاف شرعی برکنار باشد در صورتی که صنم باده فروش ، صنم هم به اعتبار صنمیت ( بت و بت پرستی ) و هم به اعتبار معنی استعاری آن ( زنی زیبا ) و هم به اعتبار این که باده فروش است هیچ گونه مناسبتی با توبه دادن ندارد .
در مصراع : که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
تناقضی آشکار دیده می شود .
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
که می حرام ، ولی به ز مال اوقاف است
شعر حافظ سیاسی ترین شعرهاست و این شعر سیاسی همواره به عنصری از مذهب گره خورده است .زیرا جکومت عصر ، قدرت خویش را به مذهب و عناصر اعتقادی مردم گره زده است .و در عمل به نفع خویش استفاده می کند .این یک واقعیت انکار ناپذیر است که حاکمیت در طول تاریخ ایران ، همواره حاکمیت مذهبی بوده است حتی لامذهب ترین حکام برای ادامه قدرت خویش به گونه ای به مذهب و روحانیت باج می داده اند . در سرزمینی که که همواره حکومت و مذهب توأمان بوده اند به ویژه در روزگار امیرمبارزالدین که اوج بهره وری حاکمیت از نیروی تعصب مذهبی برای ایجاد فشار و سرکوب نیروهای مخالف بود .
گاه یک طنز می تواند شخصی را بگریاند . داستان آن مردی که در تموز گرم نیشابور ، یخ می فروخت و کسی خریدارش نبود و می گفت : « نخریدند و تمام شد . » از دردناک ترین طنزهای جهان است .
باید توجه داشت که میان هزل و هجو و مضاحک با طنز ، تفاوت بسیار وجود دارد .
استاد یگانه دکتر شفیعی کدکنی سالنامه گل اقا ۱۳۸۰ https://telegram.me/Haoshyangha/19
.: Weblog Themes By Pichak :.
